ابو القاسم راز شيرازى

332

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

طبيب است ، و دلهاى خاصّان الهى را از اسرار بطون آن نصيب است ، و طالب مقاصدش هر عاقل و لبيب « 4 » است ، سورش معادن كرامت است ، آياتش اعلام هدايت است ، كلمات و حروفش آيات نبوّت و ولايت است ، صورت علم الهى است ، آثار حكمت نامتناهى است ، مستمسك انبياء ، « عروةالوثقاى « 5 » » اولياست ، طغراى الوهيّت ، منشور نبوّت و ولايت است ، توقيع « 6 » بر رسول امين ، يرليغ « 7 » بر امام مبين است ، حجّت الهى ، گنج‌نامهء اسرار نامتناهى است ، وحى مبين ، آوردهء صادق امين است ، شفاى صدور ، رحمت بر اهل قبور است ، مجالى انوار وحدت ، احكام عالم كثرت ، مشكات مصباح رسالت ، مصباح انوار ولايت است ، حقيقتش نور است و قايلش در روح و سرور ، بصر اغيار از مشاهدهء عرايس معانى ابكارش كور ، و لطائف و حقايق عوالم الهيّه در مطاوى « 8 » زبر « 9 » و بيّناتش « 10 » مستور ، در دنيا واسطهء انس و قربت است و در آخرت در نزد حقّ تعالى شفيع طوايف امّت است ؛ چنان‌كه در « كافى » از « سعد خفّاف » « 11 » از حضرت ابى جعفر ( ص ) منقول است فرمود : اى « سعد » تعليم گيريد « قرآن » را ، به درستى كه مىآيد در

--> ( 4 ) - خردمند ( 5 ) - دست‌آويز محكم و مطمئنّ ( 6 و 7 ) - فرمان ( 8 ) - پيچيدگيها و نهانيها ( 9 ) - جمع زبور : نوشته ؛ كتاب : در اصطلاح ، حرف اوّل و ملفوظ حروف را گويند ( مانند « ا » در « الف » كه به حساب ابجد 1 است ) ( 10 ) - جمع بيّنه : حجّت ؛ دليل : در اصطلاح ، حروف ملفوظ بعد از حرف اوّل هر حرف را گويند ( مانند « لف » در « الف » كه به حساب ابجد 110 مىشود ) . منظور از عبارت « مطاوى زبر و بيّنات » رموز و حقايقى است كه در پس الفاظ نهفته است ؛ و چون اهل اصطلاح اسرارى را با توجّه به مطالب گفته شده ، از آيات استخراج كرده‌اند ، اصطلاحات فوق مذكور گرديد . ( 11 ) - « محدّث قمى » در « تحفة الاحباب » نام او را « سعد بن طريف » نيز آورده است .